تبلیغات
Krystal Universe





فونت زیبا سازفونت زیبا ساز



فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ




تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
  سلام دوستااان

به Krystal Universe خوش اومدین

هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع وحرامه


انشالله که از داستان هام خوشتون بیاد 

از هر شخصیت هرچه قدر که بدتون میاد حق توهین ندارید چون هم خودتون بی شخصیت شمرده میشین و هم گنااااهه

فعلا وبم مطالب زیادی نداره فقط یه داستان کامل داره


بازدید شمااز وب من و خوندن داستان هاباعث خوشحالی وافتخارمنه


نظر دادن شماخیلی منوبرای ادامه دادن وفعالیت دروب تشویق میکنه


هروقت که به وبم سر زدید حتما  قسمت نظرسنجی رو چک کنید


دوست دار شما Fabulous $olinar

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net


تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 09:52 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 30 / The Last Chapter


Destiny of Us


سرنوشت ما



فردای آن روز

ساعت حدود ساعت  9 صبح بود که ساعت کلر زنگ خورد و کلر با شنیدن صدای آن از خواب بیدار شد!
او از تخت بلند شد و کش مو و شانه خود را برداشت و روبه روی پنجره ایستاد و پرده را کنار زد!
اومشعول شانه زدن موی خود شد و به شهر نگاه کرد و با خود گفت: چه قدر همه چیز آروم و زیباست.

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : جمعه 13 مرداد 1396 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 29


The War Ends Now


جنگ حالا پایان میگیرد



بری و مویرا درحال نبرد با تاگوریس بودند اما هرچی تیر میزدند فایده نداشت و تیر در بدن او اثر نمیکرد.
بری و مویرا همچنان که تیر میزدند عقب عقب میرفتند.
مویرا رو به بری کرد و گفت: هیچ راهی نداره؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : جمعه 6 مرداد 1396 | 08:26 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 28


The War goes High


جنگ اوج میگیرد




بری و مویرا در ماشین  نشسته بودند و  بری مشغول رانندگی بود!
مویرا سر خود را از ماشین بیرون آورد و به جلو نگاه کرد سپس پس از نگاه به جاده نقشه ای را که ایدا به آن ها داده بود را دید و گفت: بابا چیزی به  آزمایشگاه نمونده برسیم!
بری همانطورکه در حال رانندگی بود از مویرا پرسید: خوبه، راستی تو هیچ استرسی در این رابطه نداری؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396 | 01:05 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 27


The War Starts


جنگ شروع میشود




پس از اینکه ایدا و سولین آنجا را ترک کردند!
جیل و کلر به همراه شری نیز آماده باش شدند و منتظر تماس کریس بودند!
کلر روی مبل نشسته بود و شری و مویرا تجهیزات رو آماده میکردند.
جیل کنار پنجره ایستاده بود و منتظر پیغام ماند که بلاخره بی سیمش به صدا درآمد:


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : یکشنبه 1 مرداد 1396 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 26


Secret Of The Formula


راز فرمول




ساعت حدود 1 نصفه شب بود
و سولین و ربکا همچنان در حال آزمایش بودند!
تقریبا کار آن ها تمام شده بود،
آن ها آخرین ماده که از خون اون سایکلوپس(غول در غار)بود را اضافه کردند و ترکیب تمام شد.
سولین نگاهی به ساعت خود کرد و گفت: واو خیلی کار کردیم،سپس خمیازه ای کشید و دستان خود را برای نرمش کشید و ادامه داد: تو خسته نشدی؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : یکشنبه 1 مرداد 1396 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 25


One Way Love


عشق یکطرفه!




جسیکا لبخند تلخی زد و گفت:بله درسته!!!
کریس باناوری سرش را تکان داد و زیر لب گفت: نه، این امکان نداره!
لیان دستی روی شونه کریس گزاشت و آنرا طرف خود چرخوند و گفت:کریس اون زن کیه؟ با تو نسبی داشته؟
کریس هنوز مات و مبهوت بود که جسیکا بلند گفت:

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 | 10:34 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 24

An Unexpected Attack


یک حمله ناگهانی




ربکا وارد اتاق شد و مثل همیشه لباس سبز و سفید با شلوار کتان مشکی پوشیده بود او کنار سولین نشست و کیف و ابزارش را روی میز گزاشت و گفت: خب! پس بقیه کجا رفتن؟
کلر گفت: داستانش مفصله ربکا،رفتن ماموریت چیزای واجب تری داریم که باید راجبش حرف بزنیم!
ربکا آرنجش را رو ی میز گزاشت و با چشم تایید کرد!


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1396 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 23

Piers s Redolence

خاطرات با پیرز



کریس ادامه داد: چرا زودتر یادمون نیفتاد که یه متخصص داریم؟
جیل لبخند زد و گفت : حواس نداریم چون،خب من باهاش تماس میگیرم!
لیان اندکی فکر کرد و به کلر گفت: ربکا!! همون زن که توی ماموریت مشترک با کریس بودم دیدمش؟
کلر جواب داد: بله خودشه، البته شاید تو مهارتهای جنگی خیلی قوی نباشه ولی واقعا از یه دانشمند هیچی کم نداره!


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil 8: The War Ends Now، Resident Evil،

تاریخ : جمعه 16 تیر 1396 | 11:53 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 22

Sulins Identity

هویت سولین

 

پس از رسیدن جیک و سولین هردو رفتند دوش گرفتند و سپس بعد از ظاهر طبیعی پیش بقیه رفتند
سولین لباسی سبز تیره به تن کرد و شلواری خاکستری پوشید
و به سمت کلر رفت و گفت: بابت لباسا ازتون ممنونم خیلی خوبن خانم ردفیلد.
کلر لبخندی زد و گفت: خواهش میکنم. راستی من زیاد دوست ندارم انقدر معذب صدام کنی همون کلر صدام کن
سولین با لبخند سرش رو تایید کرد و گفت:متشکرم کلر!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | 11:40 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 21

Two Taws

دو  مهره



سولین و جیک به سرعت راه میرفتند تا از هر لحاظ از چنگ ماموران الکس مخفی بمونند.
در حین دویدن جیک از سولین پرسید: خب حالا نقشت چیه؟
سولین پرسید  :منظورت چیه ؟مم از اینجا به بعد بستگی به تو داره دیگه ما باید به سمت دوستات بریم باید بگم که چه فاجعه ای  در راهه.
جیک گفت: ولی درواقع من نمیدونم الان اونا کجان!
سولین گفت: اینجا نیویورکه،میدونی که؟ خب ینی هیشکی از یاراتون اینجا نبوده؟
جیک اندکی فکر کرد و گفت: قهرمانای شری باید اینجا باشن!
سولین سریع سرشو برگردوند و گفت: ها؟ قهرمانا...چی چی؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1396 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.