تبلیغات
Krystal Universe





فونت زیبا سازفونت زیبا ساز



فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ




تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
  سلام دوستااان

به Krystal Universe خوش اومدین

هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع وحرامه


انشالله که از داستان هام خوشتون بیاد 

از هر شخصیت هرچه قدر که بدتون میاد حق توهین ندارید چون هم خودتون بی شخصیت شمرده میشین و هم گنااااهه

فعلا وبم مطالب زیادی نداره فقط یه داستان کامل داره


بازدید شمااز وب من و خوندن داستان هاباعث خوشحالی وافتخارمنه


نظر دادن شماخیلی منوبرای ادامه دادن وفعالیت دروب تشویق میکنه


هروقت که به وبم سر زدید حتما  قسمت نظرسنجی رو چک کنید


دوست دار شما Fabulous $olinar

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net


تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 10:52 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


فصل آخر/Chapter 15

When Everything Is Alright

وقتی همه چیز رو به راهه!


کریس گفت: امیدوارم که دیگه هیچ اتفاق بدی پیش نیاد و همه چیز اوکی باشه!
جیل در جواب گفت: منم هینطور ولی اگه چنین چیزی هم پیش بیاد من تا آخرشم باهاتم.
کریس لبخندی زد وگفت: من برات یه سورپرایز دارم!
جیل با تعجب گفت: خدای من اون چیه؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 14

Love

عشق



کریس با عجله سوار ماشین شد و به سمت بیمارستان راه افتاد!
ساعت حدود 5 ونیم عصر بود که کریس به بیمارستان رسید!
کریس به بخش پذیرش رفت و آدرس اتاق جیل را گرفت و به سمت اتاق جیل رفت.
اما دکترها به او اجازه ملاقات ندادند!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 04:04 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 13

My Lovely Brother

برادر دوست داشتنی من



مویرا گفت: نه جیل خوب میشه اصلا نگران این جور چیزا نباش! دیگه همه چیز تموم شد دیگه راحت شدیم از دردسر ویروس جدید و از این جور چیزا ...
بری نیز به سمت کلر آمد و بطری آبی به او داد و گفت: بیا بخور تا یه ذره جون بگیری انقدر هم غصه نخور جفتشون خوب میشن!
مدتی به همین منوال گذشت دکتر ها ار اتاق عمل خارج شدند!


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 12

Alex Or Natalia

الکس یا ناتالیا



ناتالیا خندید و با تفنگ شلیکی به کلر وجیل کرد! کلر وجیل سریع  رفتند عقب.
سپس ناتالیا به گوشه ای دوید.
کلر به جیل گفت: یادت باشه ما اصلا نمیتونیم بهش شلیک کنیم! با شلیک کردن به اون ما به ناتالیا صدمه میزنیم نه به وسکر!
جیل با ناراحتی جواب داد: اوه خدای من چه کاااار سختیی!
سپس  به دنبال الکس  دویدند!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 11
 
This Is End Of You

این پایان توئه !


جیل وکلر بدون اینکه کسی متوجه آنها بشه به داخل کلبه رفتند،کلبه ای که شکل یک خونه اشرافی بود!
کلر گفت: واو اینجا اصلا شکل اون چیزی که تصورش رو میکردم نیست!
جیل تایید کرد: درسته انتظار داشتیم که الان یه جای تاریک باشه و کورمال کورمال بگردیم!
کلر گفت: خب اینجا چیا داره؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 10 

We Found It

 
پیداش کردیم !


جیل سریعا داخل اداره پلیس شد و دست کلر رو کشید!
کلر گفت: جیل صبر کن چی شده؟
جیل سریعا جواب داد: اون کاغذا رو ول کن فقط بیااا!
کلر به دنبال جیل کشان کشان رفت! جیل و کلر پشت دیواری قایم شدند و جیل به جلواشاره کرد و گفت:ببین!
کلر نگاهی انداخت و با تعجب گفت: خدای من ناتالیا با رالفه.

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 9

Compliment F Virus

ویروس F  مکمل


کلر نگاهی به ساعت انداخت وگفت: اوکی ممنون تا یک ساعت دیگه اونجام!
جیل پرسید: کی بود؟ کلر جواب داد: از آزمایشگاه تماس گرفتن  وگفتن که اطلاعات تازه ای از ویروس F به دست آوردن! الان هم باید برم اونجا.
جیل گفت: اوه چه خوب پس صبر کن منم باهات میام.


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : پنجشنبه 29 مرداد 1394 | 11:38 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات

Chapter 8

Where Is She

اون کجاست؟



کلر با تعجب گفت: چی؟؟؟
ساعت داره دو میشه اون تو این تارییکی کجا میتونه رفته باشه؟ ببین خونه رو گشتین؟ ممکنه تو خونه یه جا قایم شده باشه!!
مویرا گفت: نههه اون تو خونه نیست!من و مامان و پولی کل خونه رو زیر و رو  کردیم باباهم رفته بیرون دنبالش بگرده!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 7

In Laboratory

در آزمایشگاه

کلر به سرعت به سمت صدا دوید و گفت: اوه خدای من چی شد؟
وقتی به پشت دیوار رسید دید ماده لزجی در آن محدوده منفجر شده و جیل به گوشه ای افتاده، کلر به سرعت به سرعت سراغ جیل رفت وگفت: اوه جیل حالت خوبه؟ صدمه ندیدی؟
جیل بلند شد وگفت: اوه من خوبم به محض اینکه دیدم داره میترکه رفتم یه گوشه!
ببینم این مواد چیه؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 6 :: ... 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.