تبلیغات
Krystal Universe - Resident Evil 8: The War Ends Now Chapter 15



Chapter 15

A Similar Voice

یه صدای آشنا


کریس پس از دریافت مشخصات جاسوسی به آزمایشگاه رفت و پرسید: خب موفق شدید اطلاعاتی به دست بیارید؟ دکترها با نامیدی گفتند:شرمنده ایم آقای ردفیلد همانطور که گفتیم این ویروس
بسیییااااار قویه که حتی ممکنه شخصی را که مبتلا شده بعد مدتی جانشو از دست بده! کریس با تعجب پرسید:اگه این انقدر قوی و با ارزشه چرا داره رو همه موجودات تاکثیر میشه؟ دکتر گفت: این ویروس به میزان خیلی کمی هستش حدودا میشه گفت سی درصد اما به هرحال کشندس و هرچه درصد ویروس بالاتر باشه مرگ زودرس تره مثلا پنجاه درصد به طور تقریبی یک هفته، هفتاد درصد سه یا چهار روز و بالای نود درصد تنها یک روز میتونه زندگی کنه، کریس پرسید: پادزهر چطور؟ اون چه قدر موثره؟
دکتر پاسخ داد: خب اگه پادزهری در کار باشه  کلا باید ویروس رو مثل آنتی ویروس از بین ببره اما خیلی نمیدونم چطور میشه تغییرات شیمیایی رو درست کرد؟
کریس پرسید: میتونید آنتی ویروسشو بسازید؟ دکتر گفت:  متاسفم آقای ردفیلد تنها کسی میتونه چنین کاری کنه که خودش این ویروس رو ساخته باشه،فک کنم قبلا همه ی این حرفارو زده بودیم؟ به هرحال هیشکی احتمال نمیده چنین چیزی شدنی باشه!
کریس تشکرد و گفت: بازم متشکرم .. من سعی میکنم هرجورشده سرنخی چیزی پیدا کنم تا به کار شما کمک کرده باشه.دکتر تشکرد و گفت:سعی میکنیم شما رو ناامید نکنیم،سپس کریس از اتاق بیرون آمد و جیل سریعا به طرفش آمد و پرسید: کریس چه خبر شده بود؟
کریس جواب داد: فعلا هیچی این اوضاع داره پیچیده میشه ویروسی که خودش هم قدرته و هم مرگ همون حرفای قبلی رو شنیدم خیلی نباید دلمون رو به دکترا خوش کنیم.
جیل گفت: این دلقک بازی تا کییی میخواد ادامه داشته باشه؟کریس رو به جیل کرد و گفت:نمیدونم، مثل یه نفرین میمونه همیشه باما میمونه امم راستی ما باید به دریا سفر کنیم! تا مطمن شیم تو دریا امنه و هیچ کدوم از آبزیان مبتلا نشده باشن باید جلوی شیوع رو بگیریم.
جیل آهی کشید و گفت: بسیار خب، من واقعا موندم که چطور اینا میخوان آبزیا هم آلوده کنن؟اونوقت چرخه حیاط رو بهم میریزن! واقعا خدا به داد برسه! بسیار خب من باهاتم.بزن بریم!
کریس نگاهی به بی سیم کرد و اطلاعات جاسوسی را که مویرا فرستاده بود را نگاه کرد و گفت: خب ما باید اینو برای بخشمون بفرستیم تا بازبینی بشه! 
جیل پاسخ داد: اوکی حق باتوئه خب بهتره لباسای قواصیمون رو بگیریم و اینکه لباس قواصی من باید بنفش باشه و نه رنگ دیگه ای!
کریس لبخندی زد و گفت: باشه یه بنفششو برات میگیرم!
کریس و جیل هردو لباس قواصی و تجهیزات و اکسیژن تهیه کردند و سوار قایق شدند و به دریا رفتند.
جیل همانطور که تو قایق نشسته بود لبخندی زد و گفت: چطور شدم؟ بهم میاد؟
کریس جواب داد: معرکه شدی البته معرکه بودی!
پس از مدتی قایق ایستاد و کریس گفت: خب جیل تحت هیچ شرایطی از من دور نشو یادت باشه دریا امن نیس هرلحظه یه نهنگ یا کوسه میتونه به ما حمله کنه چه ویروسی باشه چه نباشه! 
جیل جواب داد: اوکی نگران نباش ما باهم وارد عمل میشیم!
سپس هردو همزمان به داخل آب پریدند.
درون آب بسیار شفاف و دارای ماهی های ساده و رنگارنگ بود!
کریس و جیل همچنان در آب پرسه میزدند اما همه چیز عادی به نظر میرسید!
در همین حوالی قواصی دیگر در آب مشاهده شد! 
کریس و جیل بدون هیچ معطلی به دنبال او رفتند و بدون آنکه قواص متوجه آنها شود لابه لای سنگ ها قایم میشدند!
سپس قواص وارد بخشی از دریا شد که کاملا خلوت بود ولی در همین گوشه ها کوسه ای بزرگ کمین کرده بود! واز پشت وارد شد تا به قواص حمله کند.جیل خواست وارد کارشود و به قواص کمک کند اما کریس مانع او شد و اسلحه خود را طرف کوسه گرفت!  قواص متوجه کوسه شد و طی حرکتی تیری به کوسه زد و کوسه شل شد و به سمت کف اقیانوس فرود آمد!
قواص به سمت کوسه رفت و آمپولی به پهلوی او زد و سریع دور شد
کریس و جیل هردو منتظر بودند! و بلاتکلیف!
کریس به جیل علامت داد که قواص رو تعقیب کنه و خود کنار کوسه بماند تا مطمن شود کوسه مبتلا به ویروس نشده باشد!
جیل به دنبال قواص رفت و مخفیانه گوشه ای قایم شد! قواص ایستاد و یک زیر دریایی  آمد و قواص به داخل آن رفت!
جیل بدون هیچ ردی به پشت زیر دریایی چسبید و شروع به حرکت کردند! 
درون زیر دریایی دو نفر دیگر هم بودند یک شخصت بایه اسلحه و یک راننده!
پس از مدتی زیر دریایی کنار خشکی ایستاد و  همگی از آن بیرون آمدند! 
جیل نیز مخفیانه از آب بیرون آمد و شروع به گوش دادن صحبت های آنان کرد!
آن مرد گفت:  خب دقیقا همون طور که میخواستیم یکی از این کوسه ها رو آلوده کردیم بقیش با پای این کوسه،سپس با خوشحالی خندیدند!
جیل بسیار تعجب کرد و با خود گفت: این صدا خیییلی آشناس، خییییلی هم آشناس!
سپس به آرامی اسلحه خود را بیرون آورد و به سربازا شلیک کرد!
و سپس اسلحه خود را طرف سرباز
اصلی گرفت و گفت: بازی تموم شد! واقعا عقل ندارید؟ با آلوده کردن آبزیا به چی  میرسید جز اینکه چرخه طبیعت رو به خطر میندازین؟ و اخر سر هممون با این وضع میمیریم اگه دوس داری زودتر بمیری لازم نیس انقدر کارای سخت کنی خودم میکشمت!
قواص سریع جا خالی داد و لگدی به دست جیل زد و اسلحه آنرا انداخت اما جیل سریعا با یه حرکت تلافی کرد و مشتی به صورت او زد و اسلحه خود را  برداشت و دوباره طرف قواص گرفت!
قواص لبخندی زد و گفت: هنوزم زرنگ و خوش زبونی!!!
جیل با عصبانیت گفت: لعنتی تو کییی هستی؟
ناگهان تیری به دست قواص شلیک شد و او سریعا به داخل آب پرید و فرار کرد دور شد!
کریس به سمت جیل آمد و پرسید: حالت خوبه؟
جیل گفت: من خوبم، تا اونجا که یادم میاد گفته بودی از هم دور نشیمااا!
کریس گفت:  شرمنده اما مجبور شدم مواظب اون کوسه باشم تا دردسر درست نکنه!
جیل گفت: شوخی کردم، من حالم خوبه، با اون کوسه چیکار کردی؟
کریس جواب داد: یه تیر زدم بیهوش بشه! مامورامون اونو بیرون از دریا کشتن چون اگه خونش تو آب پخش میشد همه آلوده میشدن!
جیل لبخندی زد و گفت:  خوبه مهندسیت خوشم اومد خب بهتره یه نگاه به داخل این زیردریایی بندازیم!
کریس و جیل نکاهی به داخل آن انداختند و یک فلش مموری پیدا کردن!ناگهان جیل گفت: کریس این قواصه خیییلی صدای آشنایی داشت مطمنن قبلا باهاش کار کردیم یا دیدیمش!
کریس با تعجب پرسبد: جدا؟ پس حدسم درست بود با یه آدم قدیمی سرکار داریم یادت نمیاد اون کی بود؟
جیل جواب داد: یه ذره اگه روش فکر کنم میتونم به خاطر بیارم!
ناگهان بی سیم کریس به صدا درآمد و آن مویرا بود:
- آقای ردفیلد ما الان داخل یه کوهستان هستیم اینجا واقعا غلغلس ما به کمک نیاز داریم!  راستی لیان و کلر اصلا به بی سیمشون کانکت نمیشه!
- اوه دیگه دارم نگران میشم جیک و شری رو میفرستم بیان پیش شما

The End Of Chapter 15






طبقه بندی: (Resident Evil 8 : The War Ends Now (Complete،
برچسب ها: Resident Evil، Resident Evil 8: The War Ends Now،

تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 | 06:23 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.