تبلیغات
Krystal Universe - مطالب ابر Resident Evil Revelations 3


فصل آخر/Chapter 15

When Everything Is Alright

وقتی همه چیز رو به راهه!


کریس گفت: امیدوارم که دیگه هیچ اتفاق بدی پیش نیاد و همه چیز اوکی باشه!
جیل در جواب گفت: منم هینطور ولی اگه چنین چیزی هم پیش بیاد من تا آخرشم باهاتم.
کریس لبخندی زد وگفت: من برات یه سورپرایز دارم!
جیل با تعجب گفت: خدای من اون چیه؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 14

Love

عشق



کریس با عجله سوار ماشین شد و به سمت بیمارستان راه افتاد!
ساعت حدود 5 ونیم عصر بود که کریس به بیمارستان رسید!
کریس به بخش پذیرش رفت و آدرس اتاق جیل را گرفت و به سمت اتاق جیل رفت.
اما دکترها به او اجازه ملاقات ندادند!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 04:04 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 13

My Lovely Brother

برادر دوست داشتنی من



مویرا گفت: نه جیل خوب میشه اصلا نگران این جور چیزا نباش! دیگه همه چیز تموم شد دیگه راحت شدیم از دردسر ویروس جدید و از این جور چیزا ...
بری نیز به سمت کلر آمد و بطری آبی به او داد و گفت: بیا بخور تا یه ذره جون بگیری انقدر هم غصه نخور جفتشون خوب میشن!
مدتی به همین منوال گذشت دکتر ها ار اتاق عمل خارج شدند!


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : یکشنبه 1 شهریور 1394 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 12

Alex Or Natalia

الکس یا ناتالیا



ناتالیا خندید و با تفنگ شلیکی به کلر وجیل کرد! کلر وجیل سریع  رفتند عقب.
سپس ناتالیا به گوشه ای دوید.
کلر به جیل گفت: یادت باشه ما اصلا نمیتونیم بهش شلیک کنیم! با شلیک کردن به اون ما به ناتالیا صدمه میزنیم نه به وسکر!
جیل با ناراحتی جواب داد: اوه خدای من چه کاااار سختیی!
سپس  به دنبال الکس  دویدند!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات


Chapter 11
 
This Is End Of You

این پایان توئه !


جیل وکلر بدون اینکه کسی متوجه آنها بشه به داخل کلبه رفتند،کلبه ای که شکل یک خونه اشرافی بود!
کلر گفت: واو اینجا اصلا شکل اون چیزی که تصورش رو میکردم نیست!
جیل تایید کرد: درسته انتظار داشتیم که الان یه جای تاریک باشه و کورمال کورمال بگردیم!
کلر گفت: خب اینجا چیا داره؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 10 

We Found It

 
پیداش کردیم !


جیل سریعا داخل اداره پلیس شد و دست کلر رو کشید!
کلر گفت: جیل صبر کن چی شده؟
جیل سریعا جواب داد: اون کاغذا رو ول کن فقط بیااا!
کلر به دنبال جیل کشان کشان رفت! جیل و کلر پشت دیواری قایم شدند و جیل به جلواشاره کرد و گفت:ببین!
کلر نگاهی انداخت و با تعجب گفت: خدای من ناتالیا با رالفه.

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 9

Compliment F Virus

ویروس F  مکمل


کلر نگاهی به ساعت انداخت وگفت: اوکی ممنون تا یک ساعت دیگه اونجام!
جیل پرسید: کی بود؟ کلر جواب داد: از آزمایشگاه تماس گرفتن  وگفتن که اطلاعات تازه ای از ویروس F به دست آوردن! الان هم باید برم اونجا.
جیل گفت: اوه چه خوب پس صبر کن منم باهات میام.


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : پنجشنبه 29 مرداد 1394 | 11:38 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات

Chapter 8

Where Is She

اون کجاست؟



کلر با تعجب گفت: چی؟؟؟
ساعت داره دو میشه اون تو این تارییکی کجا میتونه رفته باشه؟ ببین خونه رو گشتین؟ ممکنه تو خونه یه جا قایم شده باشه!!
مویرا گفت: نههه اون تو خونه نیست!من و مامان و پولی کل خونه رو زیر و رو  کردیم باباهم رفته بیرون دنبالش بگرده!

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 7

In Laboratory

در آزمایشگاه

کلر به سرعت به سمت صدا دوید و گفت: اوه خدای من چی شد؟
وقتی به پشت دیوار رسید دید ماده لزجی در آن محدوده منفجر شده و جیل به گوشه ای افتاده، کلر به سرعت به سرعت سراغ جیل رفت وگفت: اوه جیل حالت خوبه؟ صدمه ندیدی؟
جیل بلند شد وگفت: اوه من خوبم به محض اینکه دیدم داره میترکه رفتم یه گوشه!
ببینم این مواد چیه؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 6

?A Team

یه تیم؟

جیل غر غر کنان با خودش گفت: اه اه این بار اصلا بخت با ما یار نیست من اصن حوصله این زن نفرت انگیز رو ندارم.
ایدا به کلر گفت: باید دنبال من بیااید چون من میدونم رالف کجا رفته
کلر گفت: جدا؟ راستی تو اصلا نگفتی اون مرد چیکارست و برای کی کار میکنه؟


خب بقیش

طبقه بندی: (Resident Evil Revelations 3 (Complete،
برچسب ها: Resident Evil Revelations 3، Resident Evil،

تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 01:48 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.