تبلیغات
Krystal Universe - مطالب ابر Tekken



Chapter 6


I was The Cook

من آشپز بودم
 


لی لی نگاهی به پاندا کرد و متوجه شد که پاندا داره بهش چشمک میزنه! لی لی به زور لبخندی زدو رویش را برگرداند!
سباستین به همراه لی لی به طبقه بالا رفت تا اتاقش را نشان دهد!
لی لی دور شدن آن دو را تماشا کرد و در دلش گفت: واه حتی این خرسم داره به من روحیه میده واقعا که...

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Tekken: Lili`s Dream، Tekken،

تاریخ : جمعه 20 شهریور 1394 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 5

I`m The Boss

رئیس منم !!!



لی لی ادامه داد: خب دنبالم بیا،سپس نگاهی به پاندا کرد و گفت: توهم بیااا!
سپس هر3 تایی به بیرون از مدرسه رفتند!
10 ثانیه بعد سباستین از راه رسید و سریع از ماشین پیاده شد و سلام کرد! سپس پرسید: دوشیزه این خانم با این خرس کی هستن؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Tekken: Lili`s dream، Tekken،

تاریخ : پنجشنبه 19 شهریور 1394 | 05:58 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات

Chapter 4

Atonement

تاوان

آسوکا جلو کنار راننده نشست و لی لی به همراه سباستین عقب نشسته بودند!
لی لی با ناراحتی  و آرام گفت: سباستین من اصلا تو تاکسی راحت نیستم!! سپس شروع به باد زدن کرد! سباستین جواب داد: دوشیزه بهتر از هیچیه شما باید تحمل کنید بهتر از هیچیه!
سپس لی لی به راننده گفت: آقا لطفا کولرتون رو روشن کنید!

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Tekken:Lili`s Dream، Tekken،

تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات







Chapter 3

Oh It`s Late

اوه دیر شد


سباستین پیش لی لی رفت و گفت: دوشیزه لطفا خونسرد باشید!
لی لی با ناراحتی گفت: چطور خونسرد باشم آخه؟ نگاه کن دارم بدبخت میشم!
سباستین دستی به چانه خود کشید و گفت: آمم دوشیزه غصه نخورین! تا هفته بعد همه چی درست میشه!

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Tekken: Lili`s dream، Tekken،

تاریخ : پنجشنبه 12 شهریور 1394 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات




Chapter 2

Im An angel

من یک فرشته ام!


سباستین از ماشین پیاده شد و در را برای لی لی باز کرد.
لی لی از ماشین پیاده شد و درحالی که چشمانش از خوشحالی برق میزد به رو به رو نگاه کرد!
سپس دستانش روباز کرد و گفت: اخ جووون بلاخره رسیدیم،رویش را به طرف سباستین کرد و اخمی کرد و ادامه داد: اما نه خیلی زوووودد!

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Lili`s Dream، Tekken،

تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 04:26 ب.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات



Chapter 1

Im Not Ready

من حاضر نیستم


یک روز زیبای برای پرنسس بود( خانم خودشو تحویل میگیره)لی لی درحالی که در تخت سلطنتی صورتی خود خوابیده بود و در جایش غلط میخورد  با خود حرف میزد: نه اینو نمیخوام! اینم خیلی کهنس از کجا گرفتیش؟ آوو این دیگه چیه؟
ناگهان چشمانش باز شد!
او در حالی که دستش رو روی لبش گزاشته بود نگاهی به ساعت کرد و فریاد زد: 9..9؟؟؟؟

خب بقیش

طبقه بندی: (Tekken: Lili`s Dream (Ongoing،
برچسب ها: Tekken، lili`s Dream،

تاریخ : چهارشنبه 4 شهریور 1394 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : Fabulous Solinar | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.